سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۸ | ۱۸:۱۹ ب.ظ
فرش اهر رو به فراموشی است
آرخا: فرش یک هنر جهانی است و آن که ریشه و اصالت دارد؛ گرانقدر است و بنام و برند شده است.

فرش یک هنر جهانی است و آن که ریشه و اصالت دارد؛ گرانقدر است و بنام و برند شده است. و نامِ همراه فرش عظمت فرهنگی و هنری خاستگاه آن را قاب گرفته است.

دامداری شیوه معیشت دیرین منطقه کوهستانی قره داغ است. تنوع ناهمواری و اقلیم، بستری پربار برای شکل گیری جوامع عشایری بوده و روستاهای پرتعداد در دامن و دامنه کوه ها و در سینه دشت ها و پای کوه ها و کنار رودخانه ها استقرار یافته اند. قره داغ در گوشه غربش کیامکی را دارد با ۳۴۱۴ متر ارتفاع و در گوشه شمال شرق خود گرمادوز را تنها با ۱۶۰ متر ارتفاع.

رشته کوه قوشاداغ در جنوب منطقه قره داغ ییلاقستان عظیم و پهنه ای وسیع برای طوایفی از عشایر شاهسون و قره داغ است، ارتفاعات میانی و غربی این منطقه نیز چنان…

در اقلیم قره داغ از هر سوی که بحث در میان آید؛ «تنوع» کلید واژه است. تنوع گونه های گیاهی و جانوری در این خطه امتیازی برجسته است. حتی هنوز گونه های گیاهی و درختی وحشی در جای جای آن باقی است. از پرندگان شکاری، از کبک و… چندین نوع، از انار چندین نوع و…

منطقه کوهستانی قره داغ از سوی دیگر «سرد» بوده است و همین سرما به ساخت و بافت و معماری سکونتگاه های این منطقه به طول قرن ها طرح و نقشه داد و اثر کرد در آداب و رسوم، ادبیات و هنر و صنایع دستی، لباس و…

دامداری در این اقلیم خوش و طبیعت بکر و زیست بوم سرسبز با تنوع گیاهان می رسد به «پشم» و می رسد به «رنگ». پشم و رنگی ریشه دار و اصیل چون طبیعت. پشم و رنگی که می شود خمیرمایه و جوهر فرش، می نشیند در نقش و نگاری برآمده از نبوغ و ذوق هنری مردان و زنانی که پای در این دیار داشته اند.

شهر اهر مرکز تاریخی منطقه ۱۸ محال قره داغ با بیش از یک هزار آبادی  و اکنون بازار بزرگ در بافت تاریخی اش نشان کارکرد و نقش شهری بازرگانی آن است، نمایشگاه و بازار گسترده ای برای عرضه محصولات این دیار بوده است. در آخرین وسعت باقی مانده اش به نام شهرستان اهر هنوز بیش از دویست روستا دارد و در مناطق پست و بلند خود قشلاق و ییلاق پرتعداد و گسترده عشایر را.

صحبت از فرش خواهد شد؛ فرش اهر در پیوند با آن چه گفته آمد. هنوز کارگاه های رنگرزی در بازار تاریخی اوچ توکانلار یادگار ماندگار از صنعت فرش اهر و قره داغ است. هنوز در بازار سرپوشیده اهر فرش حضور درخشان دارد.

در دامن جنوبی قوشاداغ (ساغدوش سبلان بزرگ) دشت هریس دار قالی خویش را برپا داشته است. فرشی بنام و برند شده در جهان. در دامن شمالی قوشاداغ دشت اهر حیات دارد که در آن نیز فرش بومی و ویژه سربلند کرده و روزگاری سرافرازانه بنام بوده است. روزگاری نه چندان پیش؛ فرش اهر رویش و خیزش خیره کننده ای یافت و سرانجام فرونشست. فرش هایی متفاوت با طرح های بومی ابداع شده در این شهر و روستاهایی در پیرامون. هریس و اهر در همسایگی هم دو ناحیه فرش در کنار هم. با اشتراکات و تفاوت هایی. ارتباط و تعامل بین این دو بوده است و ممکن است طرح و نقشی از هم دریافت کرده یا الگو گرفته و تأثیر پذیرفته باشند. نمونه این که؛ « نقشه رجب در اهر شبیه فرش هریس است چون طراح آن اصالتاً از هریس است و از این شهر آمده و در اهر ساکن شده بود».

اکنون اما به باور کارشناسان تفاوت فرش هریس و اهر به سهولت قابل تشخیص است. چه بسا حتی بین این دو ناحیه یک ناحیه انتقالی هم باشد که ویژگی های هر دو ناحیه را نمایندگی کند. چه این که انگار فرش های جنوب ناحیه اهر به فرش های هریس نزدیکی دارند. مسئله شناخت تفاوت هاست و آن چه به طور بومی می تواند ویژه اهر باشد.

شناخت کامل و جامع از فرش اهر با تمام ویژگی ها و تدوین تاریخچه آن نیازمند پژوهشی دقیق و دامنه دار است و اینجا تنها نگاهی کوتاه در میان است.

نام «ادیب»، نامی آشنا و ارجمند است برای فعالان فرش اهر و «ادیب نقشه» فرش بومی اهر و بنام شده ای است. سالها پیش گفتگویی با او به کوشش «یعقوب خوش طینت» که خود فعال در فرش اهر است، در نشریه گویا منتشر شد به نام «چهره ماندگار فرش اهر؛ استاد جعفر ادیب». جعفر ادیب گفت: «متولد سال ۱۲۹۸ هستم و در باکو متولد شده ام. پدرم اهری و مادرم هریسی بود». پدر و مادر بافنده فرش بودند و پدرش «عبدالحسین بن ملاحسن ادیب» معلم بود و نیز بافنده ماهر فرش. گفت:«پدر و مادرم به بافت فرش های منطقه اهر، هریس و تبریز کاملاً مسلط بودند».

جعفر ادیب ۸ ساله بود که از باکو به اهر مهاجرت می کنند. او هنر فرش بافی را از پدر و مادر خویش فراگرفت. در آن مصاحبه گفت: «تحصیل در مکتب قدیم و قرائت قرآن را طی کردم و به مدرسه ملی رفتم. پس از آن وارد حوزه علمیه اهر که آن موقع در محل مسجد جامع بود، شدم… به استخدام دولت درنیامدم و کار بافندگی فرش را انتخاب کردم».

جعفر ادیب از همان جوانی در کار فرش فعال بود و به تحقیق و پژوهش در طرح ها و نقشه های فرش اهر و هریس و تبریز و سایر مناطق ایران پرداخت. خود گفت: «روزی به این فکر افتادم که طرح و نقشه جدیدی پدید آورم تا خود به یادگار گذاشته باشم و به نام و آوازه فرش اهر اعتباری بیش تر ببخشم. توانستم طرح و نقشه ای تازه به نام نقشه ادیب یا ادیب نقشه ابداع کنم». افزود: «در این طرح برخلاف فرش های منطقه که به صورت افشان بافته می شد، به صورت طرح و نقشه لچک ترنجی بافته می شود».

به گفته ادیب؛ «مواد و مصالح به کار رفته در آن کاملاً دست ریس(جهره داراخ) بوده اند و کیفیت بالایی داشتند و با قیمت های بالا در بازارهای داخلی و خارجی خرید و فروش می شدند».

پیش از آن در نشریه گویا باز در مقاله ای به قلم «یعقوب خوش طینت» صحبتی از «صنعت فرش در اهر» به میان آمد. سخن از طرح و نقشه ویژه فرش اهر بود که؛ «حداقل در صد سال اخیر طرح فرش اهر به دو دسته تقسیم می شود؛ لچک ترنجی و افشان. لچک ترنجی طرحی است دارای؛ لچک(گوشه)، ترنج(گل)، سرترنج(هیکل) و حواشی. از هنرمندان و اساتید و ابداع کنندگان بزرگ لچک ترنجی می توان؛ ادیب، شکرچی، بیت اله، علی قلی، بقالیان، نقاشی، تاجریان و سکینه خانم را نام برد. طرح افشان یا طرح معروف به رجب که با طرح لچک ترنجی تفاوت دارد. فرش های بافته رجب زینت بخش موزه های بسیاری شده است».

این که؛ «رنگ متن کلی فرش اهر قرمز سیر یا روشن است و تعداد رنگ به کار رفته در فرش اهر به ۱۳ رنگ می رسد…».

سخن از اصالت فرش اهر و تفاوت آن با فرش مناطق دیگر بود؛ «در برخی روستاهای اهر مانند چشمه وزان، کقالق، مزرعه، کلهر، قورچی، خونیق، آغبلاغ، آرپالیق و قراجه فرش هایی با طرح و رنگ و نقشه های زیبا بافته می شود که با فرش های بافت نقاط دیگر ایران (چون؛ تبریز، هریس، اصفهان، کاشان، مشهد و کرمان) توان برابری و حتی از نظر طرح و رنگ و نقشه برتری هایی دارد».

حتی فرش شهر اهر با فرش روستاهای بنام شده نیز تفاوت دارد؛ به عقیده خوش طینت؛« فرش اهر در مواد اولیه، نحوه بافت و رنگ با آنها متفاوت است. در فرش اهر پود به کار رفته کلفت بوده ولی در فرش های روستایی اهر نازک است به همین دلیل فرش اطراف اهر از فرش خود اهر نرم تر و مرغوب تر و زیباتر می باشد. نقوش به کار رفته در فرش اهر به صورت منحنی و اسلیمی ولی در فرش های اطراف اهر به صورت شکسته است. همچنین رنگ قرمز تند (آل) در فرش های اهر کم تر استفاده می شود اما در فرش های اطراف از این رنگ بیش تر بهره برده می شود».

 

مهرماه سال ۱۳۹۶ دفتر نشریه گویا میزبان یک اهری هشتاد ساله بود. حسن طلعتی متولد سال ۱۳۱۵ در اهر که سالهاست مقیم تهران است. او فرزند «قوچعلی» است که برای دکتر قاسم خان اهری(نماینده اهر در مجلس شورای ملی) کار می کرده است. در گفتگوی سه ساعته با او خاطرات تلخ و شیرین به میان آمد که بسیاری از منظر تاریخ شفاهی اهر نیز اهمیت داشت. از ایامی که مسافران برای ورود به اهر باید پول می پرداختند و جواز می گرفتند. از سوم شهریور ۱۳۲۰ و بمباران اهر توسط هواپیماهای شوروی و ورود روس ها به این شهر…

آقای طلعتی در بخشی از سخنان خود یادی از مادر خویش کرد و گفت: «مادرم به شغل فرشبافی مشغول بود و با طرح های ابتکاری فرش های نفیس می بافت. صنعتش مورد توجه مردم منطقه قرار گرفته بود به طوری که فرش های مادرم به نام شوهرش تحت عنوان فرش قوچعلی بیگ معروف شده بود».

یکی از بهترین گفتگوهای منتشر شده در نشریه گویا، گفتگویی است که با آقای «عین اله رئوفی» انجام دادم و ذیل عنوان «فرش اهر را احیا کنیم» در شماره ۳۰۵ (۱۶ آذر ۱۳۹۶) این نشریه منتشر شد. او کارشناس فرش اهر است و در اهر فرش فروشی نیز دارد. متولد سال ۱۳۳۹ در شهرستان اهر. معلم بود و در سال ۱۳۸۷ بازنشسته شد.

ابتدا مقدمه آن گفتگو را بازگو می کنم:

فرش زینت خانه هاست و اگر ابتدا به تزیین عمارت متمولین و اشراف بافته شد، در ادامه به گواه و نماد مرتبه ای از توان اقتصادی مردم تبدیل شد. در همه حال این هنر ـ صنعت محصول ذوق و فکر هنرمندان به ویژه بانوان بوده است. فرش از نگاه دیگر؛ محصول محیط خود است و در شیوه معیشت آن پیوند دارد. تفاوت های محیط طبیعی و فرهنگی منجر به تفاوت هایی در فرش ها و شکل گیری برندهای خاص در این صنعت دستی شده است. فرش تبریز، فرش کاشان، فرش هریس و…

در این مقدمه سخن از برندی در فرش است که رو به فراموشی گذاشته شده است؛ فرش اهر.

منطقه قره داغ یک محیط درهم تنیده از عناصر طبیعی و فرهنگی است که در طول تاریخ؛ بستر رویدادهای شگفت و مهد پرورش انسان های بزرگ و پهنه ای برای ظهور و بروز ادب و هنر بوده است. صنایع دستی از جمله انواع بافتنی ها از محصولات این محیط است که فرش و ورنی در صدر آنها نشسته است. ورنی هنر ـ صنعت دستی ویژه قره داغ و مغان و به طور ویژه محصول زیستخوان و معیشت ایل شاهسون(ائل سون) و قره داغ(ارسباران) است که در این دو منطقه ییلاق و قشلاق دارند.

فرش و ورنی را فراتر از آن چه به معیشت و اقتصاد ارتباط دهیم، آثاری از فرهنگ عامه به حساب می آیند. اگر ادبیات شفاهی قره داغ بخشی از فرهنگ عامه آن است و روح جامعه و درد و رنج ها و آمال و آرزوها و عشق و مهربانی های مردم آن در داستان ها و بایاتی ها و… برآمده اند، بخشی از همین جان جامعه و روح زندگی این خطه در محصولاتی چون فرش و ورنی ثبت و ضبط شده اند. این همه؛ تار و پود مکتب قره داغ به حساب می آیند و پژوهش در آن ها و شناخت و معرفی آنها همزمان با ثبت و ضبط و حراست از آنها ضرورتی اساسی دارد.

این نکات گفته آمد تا در یکی از داشته های عظیم و عزیز قره داغ دقیق شویم؛ «فرش اهر».

در برابر فرش اهر با فروتنی تمام می ایستیم و سر به احترام فرود می آوریم که این؛ یادگار نیاکان ماست. دیوان اندیشه و شعر مردان و زنان هنرمند سرزمین ماست.

اگر گشتی در شهر اهر و در مجموعه تاریخی آن داشته باشیم و در راسته ها و کوی بازارها و خیابان های پیرامون آن قدمی با تأمل بزنیم، فروشگاه های پرتعداد فرش توجه ما را جلب می کند. از هر گوشه و از هر محال خطه قره داغ «فرش» در آن ها نشسته است.

امروز حکایت فرش نیز حکایت اغلب داشته های دیگر ماست. ضعف نگاه هنری و چیرگی نیاز مالی و استفاده از مواد نامرغوب و غیربومی بر اصالت فرش این خطه آسیب زده است. با وجود این؛ طرح و نقشه های برآمده از دل این خطه هنوز زنده اند. نقشه هایی که به نام طراحان آنها هنوز هم بافته می شود. در برخی از فروشگاه ها هنوز هم می توان فرش های اصیل و قدیمی اهر را یافت که به دست طراحان شان بافته شده اند و یا با نظارت آنها بافته شده اند.

فرش قدمت دیرین دارد و در فصل معاصر حتی از دوره صفویه نیز فرش در دست هست. فرش ها در هر مقطع تاریخی هویت و اصالت مخصوصی یافته اند. همانند سبک های ادبی و هنری که پا به پای تاریخ جلو آمده اند. اکنون صحبت از فرش اهر و با برند اهر است. فرش هایی که در اهر و توسط هنرمندان اهری طراحی شده اند. این فرش ها اغلب مربوط به یکصد سال اخیر هستند و به عبارتی در اواخر دوره قاجار ظهور یافته اند. به راستی که این تنوع و تعدد نقشه در یک شهر شگفت انگیز است و بسی جای تأسف دارد که این گنجینه های عظیم فرهنگی مورد غفلت واقع شده اند و در شناخت و تبیین آنها کوتاهی شده است. چه این که امروز باید اهر دارای موزه فرش می بود و از این ذخایر در آنها حراست می شد و در کنار آنها؛ اساتید و کارشناسان فرش این خطه این مکتب هنری را برای جامعه امروز تبیین می کردند.

گفتگوی ما در فروشگاه فرش ایشان انجام گرفت. مکانی ارزشمند در جوار میدان تاریخی بلدیه اهر که نمایشگاهی از هنر فرش است. با شوق و علاقه تمام از فرش گفت. با بیان و نگاه او در لابه لای رنگ ها و طرح ها و خطوط فروش ها سیر کردیم و با شرح موشکافانه و عمیق او از فرش بافان؛ هنرمندی بانوان این خطه را به نظاره نشستیم. دستی بر نقوش فرش کشیدیم و زمزمه ها و آوای بافندگان را شنیدیم و از دل و جان؛ آمال و آرزوها و غم و اندوه و عشق و انتظار آنها را در تار و پود فرش ها ترجمه کردیم. آقای رئوفی از طرح های اهر با عنوان « اهرین دده بابا فرشی» یاد می کند و سخت «دغدغه احیای فرش اصیل اهر» را دارد.

برای شروع از فرش قوچعلی یاد کردیم و آقای رئوفی گفت: «قوچعلی فرشی از فرش های اصالتاً اهری و بومی این شهر است. قدمت قوچعلی فرشی زیر یکصد سال است».

او تصریح کرد: «فرش اهر در خانه های شهر اهر بافته می شد. خانه کسانی که اصالتاً اهری بودند و امروز از آنها با عنوان فرش های قدیمی اهر یاد می کنیم که در برخی از موزه ها مانند موزه لندن موجود است».

آقای رئوفی از دیگر فرش های اهر گفت؛ « قراجه اصل از طرح هایی است که در اهر بافته می شد. این فرش در موزه لندن نیز موجود است. ادیب نقشه را حاج جعفر ادیب طراحی و نقاشی کرده بود که اولین قطعه از این فرش در حدود ۸۰ سال قبل بافته شد و تا ۵۰ سال اخیر نیز بافته می شد. شکرچی نیز توسط استاد ولی قلی شکرچی طراحی شد که اولین قطعه از این فرش نیز ۸۰ سال قبل بافته شد. فرش «نقاشی» نیز توسط استاد میرزا عباسعلی قانع نقاشی طراحی شد. نقاشی تنها فرشباف نبود، ادیب و صاحب نظر هم بود. «دستمال نقشه» نیز بافنده اش یک خانم بود. همچنین «فرش قرشی زاده» و «فرش ممیزی» نیز بودند. از فرش قرشی زاده و ممیزی در مشکین شهر مانده است. از همان قطعه هایی که در گذشته بافته شده اند. «نقشه رجب» که سرتاسری و «باشاباش» نیز خوانده می شود، توسط استاد رجب طراحی شد که مربوط به ۱۰۰ سال قبل است. نقشه «تاجری» هم اصالتاً از اهر و به نام خونیق توسط بافندگان روستایی بافته می شد که در اصل «تاج» بوده است. این نقشه با طرح اسلیمی پیچیده و بدون شکستگی است. از این طرح در هریس هم هست. این طرح بالای یکصد سال قدمت دارد. نقشه «افشان» نیز با سابقه بیش از یکصد سال در اهر بافته می شد و در هریس هم این طرح وجود دارد. از طرح های دیگر اهر یکی هم «فرش صمدخانی» است که این نیز متعلق به یکصد سال اخیر است».

از تفاوت طرح های اهر سوال شد و او گفت: «تفاوت ها به راحتی قابل تشخیص است. در؛ زنجیره(حاشیه ـ یئلان)، گوشه(لئچک)، متن(ترنج) و… متفاوت هستند.

پرسیدم؛ «وقتی می گوییم فرش اهر که طرح های متعددی در این شهر طراحی و بافته شده اند، حتماً از یک فرش متفاوت صحبت می کنیم. چه شاخصه ها و ویژگی هایی در فرش اهر هست که آن را مثلاً از فرش هریس متمایز می کند؟ به عبارتی وجه مشترک طرح های اهر در چیست؟». آقای رئوفی گفت: «طرح های اهر اسلیمی و شلوغ و پرکار هستند و نقشه پرحجم و پیچیده ای دارند. نقشه های اهر گردان هستند. بدون شکستگی طرح ها، در فرش هریس طرح و نقشه به صورت شکسته هندسی است ولی فرش اهر بدون شکستی است و «گل» ها به صورت طبیعی و رئال هستند. در طرح اهر اشکال شکسته نمی شوند و به شکل طبیعی و واقعی خود هستند. البته نقشه رجب شبیه فرش هریس است چون طراح آن اصالتاً از هریس است و از این شهر آمده و در اهر ساکن شده بود. رجب با همسرش طرح و نقشه کشیده و می بافتند. با یک مقایسه در طراحی ها و نقاشی های موجود در روی فرش به اهری بودن و یا هریسی بودن آن ها به راحتی می توان پی برد. هر کس از طرح و نقشه فرش سردربیاورد می تواند تفاوت ها را تشخیص بدهد و فرش اهر و هریس را از هم بشناسد».

و سوال از تفاوت فرش اهر با فرش تبریز شد؛ «اشکال فرش اهر به حالت طبیعی هستند. در فرش تبریز عمدتاً از بوته گل و سبد گل و… استفاده می کنند و اشکال دیگر استفاده نمی شود. البته این تفاوت ظاهری آنهاست. رج شمار فرش های تبریز ۳۰ رج به بالاست ولی فرش های اهر کمتر از ۳۰ رج هستند. گاهاً به صورت سفارشی ۳۰ رج شمار هم بافته می شد».

آقای رئوفی در مورد رج شمار توضیح داد؛ «در هر هفت سانتی متر تعداد رج ملاک رج شمار فرش است. در ۷ سانتی متر ۱۸ لای هم داریم که کلفت بافت ترین(خرسک) و زمخت ترین است. در رج شمار بالا تعداد رج ها بیش تر یعنی گره ها بیش تر است. در بافت فرش تبریز گره ها به وسیله چاقوی نوک خمیده زده می شود اما در فرش اهر بافنده ها با انگشتان این کار را می کنند. در اهر از چاقو فقط برای بریدن استفاده می کردند که دوام و ماندگاری فرش اهر بیش تر می شد. فرش های قدیمی اهر رج شمار بالایی داشتند و ظریف بودند و دوام بیش تری داشتند. فرش های اهر و هریس با پشم های دست ریس(جهره) ولی فرش های تبریز و اطراف آن ماشینی است».

پرسیدم؛ «وقتی از فرش بومی و اصیل صحبت می کنیم که دارای کیفیت و اصالت هستند، اینها برآمده  از کدام مواد و شرایط بافت بوده اند؟»، آقای رئوفی گفت: «در فرش اصیل مانند فرش اهر فاکتورهای متعددی دخیل هستند. در تهیه پشم مهم است که از کدام حیوان و از کدام قسمت بدن آن و در کدام فصل تهیه می شود. در رنگرزی تا ۷۰ سال پیش از رنگ های طبیعی و گیاهی تولید شده در منطقه استفاده می شد. هفتاد سال به پایین رنگ خمره ای(معدنی) رایج شد و بعد از آن رنگ های شیمیایی بدون اصالت رایج شدند. این ها همه در کیفیت فرش تأثیرگذار بودند».

و این که حالات و روحیات و ذوق و سلیقه بافندگان چگونه در بافت فرش می نشست»، گفت: «بافت فرش یک کار هنری بود و از حالات روحی بافنده تأثیر می گرفت. استادکار فرش یک متخصص و هنرمند بود. بافنده با هنرمندی و علاقه و با آواز می بافت. وقتی بافنده پشت دار قالی می نشست با فرش همنشین می شد، انگار که با آن صحبت می کند. موقع آغاز بافت بسم الله می گفت و در پایان با الحمدلله خاتمه می یافت. در موقع بافت؛ بافندگان آمال و آرزوهای خود را در فرش پیاده می کردند. ترانه اجرا می کردند و بایاتی می خواندند. آن چه در دل داشتند با تار و پود فرش در میان می گذاشتند. حالا خوشی و ناراحتی های روحی، جسمی و خستگی بافنده در بافت فرش دقیقاً ملاحظه می شود.

وقتی بافنده در منزل صبح پشت دار قالی می نشست و سرحال بود و خسته نبود با حوصله می بافت، در غیر این صورت نحوه چینش گره ها گویای آزردگی و ناراحتی های جسمی و روحی بافنده را بیان می کند. از جمله در تقارن طرح ها. بعدازظهر به علت نزدیکی به غروب آفتاب با دلگرفتگی و نواقص زندگی آمیختگی می یافت. حتی جابه جایی بافندگان در تقارن گره ها دقیقاً ملاحظه می شود».

اکنون این پرسش در ذهن می آید که چه باید کرد؟ برای احیا و حراست از طرح های بومی فرش اهر چه می توان کرد؟

به گفته آقای رئوفی؛ «طرح های اهر تا حدود پنجاه سال پیش بافته می شد و رفته رفته در بازار استقبال نشد چون این طرح ها کار سخت و دشواری بود».

آقای رئوفی معتقد است؛ «بافنده ها باید ترغیب شوند. با تلاش و کوشش می شود فرش های اصیل اهری را احیا کرد. باید ارزش ها و کیفیت فرش اهر بازگو شود. اگر ارزش این فرش شناخته شود در بازار خواهان زیادی پیدا می کند. مسئولان باید از بابت بیمه بافندگان و کمک به صادرات حمایت کنند. با تهیه مواد مرغوب و ارزان و البته بومی می شود فرش اهر را احیا کرد و به اصالت این هنر بازگشت».

و چنان که استاد ادیب گفت: انتظار می رود؛«با حمایت ها و تلاش و دقت فرشبافان اهری فرش این منطقه شهرت و جایگاه گذشته خود را پیدا کند».

آن چه قبل از همه و به ضرورت باید کرد؛ پژوهش و تدوین تاریخچه فرش اهر و حفظ نمونه هایی از طرح های فرش بومی و اصیل اهر است که بیش از همه؛ همت مسئولان و فعالان فرش در اهر را نیاز دارد. بایسته است؛ اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نسبت به تشکیل پرونده و ثبت ملی فرش اهر اقدام نماید تا در حفظ و ماندگاری آن کمک شود. بجاست که در مجموعه بازار تاریخی اهر با مشارکت و همراهی فعالان فرش؛ موزه فرش اهر راه اندازی شود.

از؛ جعفر خضوعی

Comments are closed.



تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی آرخا می باشد و استفاده از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد
دارای مجوز رسمی از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران